تو از من چه خواستی و من چه کردم ؟؟؟
212 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی


خواستی با اسم تو آغاز کنم ولی من با اسم های پادشاهان رئیس جمهور ها و ... شروع کردم.

یادم دادی حمد تو را فقط بگویم ، حمد هر کس و ناکسی را گفتم ولی کمتر به زبانم تو را ثنا گفتم یا اگر گفتم فقط لقلقه زبان بود و بس .

تو رحمن و رحیمی ولی من برای چاپلوسی به دیگران گفتم شما خیلی مهربونید ، خیلی گذشت دارید وخیلی ...

تو صاحب روز قیامتی ولی من نزدیک بین نفهمیدم ... و به آدمهای دارای پول و منال و مقام و منصب گفتم شما همه کاره اید همه گره ها به دست شما وا می شود و ...

باید فقط تو را می پرستیدم و از تو کمک می خواستم ولی غیر افراد ، اشیاء را هم پرستیدم و خیال کردم آنها معجزه می کنند ...

تو فقط مرا به راه راست هدایت می کنی ولی من این تقاضا را از دیگران داشتم و آنها مرا به کج راه ها { بیراهه ها } کشاندند ...

راهی که تقاضا کرده بودم و تو به من آموخته بودی ، راه شهدا و انبیاء و صالحین و... بود ولی دیگران مرا به ناکجا آباد راهنمایی کردند وبه راه آنانی که تو از دستشون عصبانی بودی ، راهنمایی ام کردند ...

تو از من خواستی معتقد باشم خدا یکی است ، زن و بچه نداره ، از کسی زائیده نشده (به دنیا نیامده ) مانندی هم ندارد خلاصه یک استثنا هست اما من در خیال خود گفتم نه بابا مگه میشه؟ خدایان دیگری هم ممکن است باشند " هم از اشخاص هم از اشیاء "

تو گفتی خدایی را قبول کن که بی نیاز است ، خیال پردازی کردم خوب خیلی ها از خیلی چیزها بی نیازند و به همین دلیل به نیازمندان زیادی روی آوردمتا نیازم را بر طرف کنند...

عمری گذشت تا بفهمم اما به چه قیمتی ؟بماند ... دیگر چه سود؟

اما ....اما .... اما .... بازهم در" نا امیدی بسی امید است "

ای خدای بی نیاز ، ای خدای بی همتا ، ای خدای دوست داشتنی، مرا ببخش که دیر متوجه شدم عفوم کن که آنطور که باید تو را بشناسم و درک کنم ، نشناختم و درک نکردم ،

عزیزا ! مهربانا ! از غفلتهایم در گذر ، فهم و درکم را زیاد کن تا آنچه از این بنده سراپا تقصیر خواسته ای{ طوری که مورد پسند تو واقع شود } انجام دهم و در آخرت شرمنده تو و اهل بیت تو نباشم ...