تربیت و آزادی در قرآن
22 بازدید
تاریخ ارائه : 10/3/2013 9:04:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی
    • تربیت در قرآن                                 
      بیاد استاد طاهائی رحمه الله  علیها                     

      قال الله العظیم :
      وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّه واحِدَه وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفينَ ، إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَه رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّه وَ النَّاسِ أَجْمَعين(118و119هود ).
      و اگر پروردگارت می خواست ،هر آینه همه مردم را (با اجبار) یک امه واحده (و دارای یک عقیده حق) قرار می داددر حالی که همچنان اختلاف می ورزند .
      مگر کسی که پروردگارت به او رحم کند و (خداوند)برای همین (رحمت) مردم را آفرید و فرمان پروردگارت صادر شده که دوزخ را از جن و انس پرخواهد کرد.
      آزادی وتـربیــت
      نکات موردتوجه آیه :

      در قران مجید ، بارها به مسئله آزادی انسان ها در انتخاب راه و عقیده اشاره شده است. یعنی با اینکه خداوند مردم را به سوی خویش هدایت می فرماید اما هر گز در این راه اجبار نمی کند و به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز حق مجبور کردن مردم را نداده است بلکه فقط از آن حضرت خواسته که مردم را تذکر دهد و راه به آنان یادآوری نماید.
      اصولاارزش و امتیاز انسان و مهمترین تفاوت او با موجودات دیگر داشتن همین موهبت آزادی اراده و اختیار است. حال که انسان ها در انتخاب راه و مسیر آزادی دارند  بنابر این اختلاف در انتخاب عقیده و راه       مساله ای طبیعی است، زیرا گروهی راه حق را می پذیرند و گروه دیگری راه باطل را انتخاب می کنند.  انسانهایی که باقرآن تربیت شوند و در دامان رحمت الهی رشد کنند و با استفاده از دستورات او تعلیمات صحیح ببینند،  به رشد و کمال دست می یابند.
      نکته اول : مسأله اختلاف و تفاوت در ساختمان روح و جسم افراد و همچنین  فکر و ذوق و عشق انسانها یکی از قانون های آفرینش است. بنابراین افراد انسانی دارای استعدادهای متفاوت می باشند.
       علاوه برآن اختلاف محیط ، آب و هوا ، سلیقه ها ، آداب و رسوم نیز در آنان تاثیر می گذاردو موجب تفاوت های بسیاری می شود .
      قرآن کریم می فرماید :اگر خدا می خواست همه مردم را امت واحده قرار می داد ولی خداوند چنین کاری را نکرده و همواره انسانها با هم اختلاف دارند.
      وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّه واحِدَه وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفينَ، تا کسی تصور نکند تأکید و اصرار پروردگار در اطاعت فرمانش دلیل بر این است که او قادر بر این نبود که همه آنها در یک مسیر و در یک برنامه معین قرار دهد.
       برای خدا هیچ مانعی وجود نداشت  که به صورت الزام همه انسانها را یکنواخت و مجبور بر قبول ایمان بیافریند ولی چنین ایمانی فایده نداشت و موجب تکامل نمی شد بلکه با اختیار وآزادی انتخاب ، ایمان افراد ارزش دارد.
      نکته دوم  : مردم در پذیرش حق با هم اختلاف دارند مگر آنها که مشمول رحمت پروردگارند:"الاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ " ولی این رحمت الهی مخصوص گروه معینی نیست،همه می توانند بشرط اینکه بخواهند از رحمت استفاده کنند .
      اصلاً خداوند مردم را برای پذیرش این رحمت آفریده  است "ولِذلِكَ خَلَقَهُمْ "
      سئوال مهم : انسان برای چه چیز آفریده شده است ؟
      فلسفه آفرینش انسان ،در آیات قران با عناوین مختلفی مطرح شده است . در یک جا می خوانیم "وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ " که دلیل آفرینش جن و انس عبادت آنها دانسته شده است( ذاریات 56).
      در جای دیگری می فرماید:"الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياه لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ... "( ملک  )
      یعنی خداوند ، مرگ وحیات را آفرید تاشما را بیازماید و در آیه فوق آمده است " لِذلِكَ خَلَقَهُمْ" یعنی ما انسان ها را آفریدیم تا مشمول رحمت خویش نماییم . در ظاهربه نظر می رسد که فلسفه آفرینش انسان سه عنوان متفاوت یعنی: عبادت ، آزمایش و رحمت است .
      اما با کمی دقت نظر متوجه می شویم که هر سه موضوع دارای یک نقطه مشترک هستند و آن تکامل  روحی ومعنوی انسانهاست. 
      نکته سوم  :درآیه ی "وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّه واحِدَه " تاکید شده است که انسان آزاد است و در آخر آیه 119می فرماید " لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّه وَ النَّاسِ أَجْمَعين " ما حتماً دوزخ را از انسان و جن پر می کنیم .آنچه از جمع بین این دو آیه فهمیده می شود این است که انسان در انتخاب راه آزاد است ولی به خاطر پذیرش راه باطل ،جهنمی می شود.