آقای عزیز و بهتر از جانم ...
11 بازدید
تاریخ ارائه : 4/24/2014 11:32:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

امام عصر (ع) 

همه در بیابان گم می شوند و من در خیابان مفقود شده ام .

همه صاحب الزمان را صدا می کنند و من می گویم ای صاحب زمین .

همه دردهایشان را به وسیله او درمان می کنند و من به دردها و غم های او اضافه می کنم.

همه تلاش می کنند به امام عصر (عج) وفا داری کنند ، من بی وفاییم را به امام عصر ثابت می کنم .

همه بهترین هدیه ها را به امام تقدیم می کنند اما من غافل دائما تقاضا می کنم هدیه ای به من بدهید .

بیشتر آدم ها سر دو راهی متحیرند و من سر چند راهی گیر کرده ام .

همگان تلاش می کنند رنگ زندگیشان را خدایی کنی اما من همیشه سراغ بی رنگیمی روم .

همه کاری می کنند رضایت شما را حاصل کنند و من کاری می کنم که شما اعلام کنید برو دیگرنبینمت .

افراد کوشش ها انجام می دهند تا به شما نزدیک شوند و لی من از شما فراری ام .

.....بیا و کلبه سردو خاموش مرا گرما و روشنیببخش .

.....بیا وزندگی مرا رنگی کن .

... بیا و راه را به من نشان بده والا خسر الدنیاو آلاخرهمی شوم .

....بیا و دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت .

ای شهسوار عشق و امید ای مهدی موعود و سعید 

ای تالی ختم المرسلین دستم بگیر ، دستم بگیر