با آقا درد و دل کنیم...
14 بازدید
تاریخ ارائه : 5/3/2014 9:32:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

وقتی دلم میخواد از دست غم و غصه های زمونه پا به فرار بذاره .

زمانی که غریب بودنم و توی این دنیا داد می زنم و کسی جوابم را نمی ده .

هنگامه ای که از تنهایی و بی کسی آه های سرد پشت سر هم سینه ام را یخ می زنه .

بعضی از وقتا هم صدایی مانند قدم زدن یک شخص بزرگی را از قلبم می شنوم وقتی گوشامو تیز می کنم می فهمم اینم سراب بوده و گامهای شمانیست که نیست ...

اوقاتی که رمقی تو جونم دیگه نمونده .... نمی دونم چه بایدکرد ؟ به کی باید گفت ؟ کجا باید رفت ؟ سر گردون می شم به خود می پیچم مثل درخت لاغری که باد اونو به رقص در میاره .

ناخود آگاه نمی دونم چی میشه که یه هو شعله ای سو سو میزنه به یاد شما می افتم یواش یواش آرامش می گیرم ، تو شوره زار دلم گلها می رویند ، وقتی سراغ دلم میرم انگار هیچ بن بستی سر راهش نیست ، جاده ها دیگه پیچ و خم ندارن ، تاریکی ها گم می شن ، کویرها زیر آب دست و پا می زنند ، و یادم میاد وقتی شما ظهور کنید هم کارهای خیلی خوبی مثل همین ها انجام میشه

این کلام زیبا به روح من امید و شادی می دمه :

"من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینظر ولیعمل بالورع " {هر که خوش داره از یاران آقا باشه باید انتظار بکشه باید پارسایی کنه } (1)

آنگاه می فهمم بابا به این راحتی ها هم نیست کمی زحمت داره ...

1-دانش نامه قرآن وحدیث ج 10 ص 368