وصلت ما
17 بازدید
تاریخ ارائه : 7/12/2014 1:10:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

وصلت ما از اول یک وصلت نا جور بود

من که خود راضی به این وصلت نبودم زور بود

درس و دانشگاه بالکل بی بخارم کرده بود

بس که بودم سر به زیر و در غذا کافور بود

بر تن من رخت دامادی پدر با زور بود

گفت باید زن بگیری تو و این دستور بود

چند باری خواستگاری رفته بودم بد نبود

میوه می خوردیم و کلا  سور و ساتم جور بود

این یکی گیسو کمند و آن یکی بینی بلند

این یکی چشم آبی و آن دیگری مو بور بود

سومی هم دو برادر داشت هر جفتش خفن

اولی خر فهم بود و دومی خر زور بود

خانواده گرچه یک اصل مهم در زندگی است

انتخاب اولم باباش مرده شور بود

کیس خوبی بود شخصا ، صورتا ، فهما ، فقط

هشتصد تا سکه مهر خانم مزبور بود

با خودم گفتم کی داده ... گرفته ، بی خیال

حیف از شانس بدم ، دامادشان مامور بود

این غزل را توی زندان من سرودم یک نفس

شاهدم ناصر سه کله با کرم وافور بود ...

زن اخ است و مایه درد و بلا ، با این وجود

می گرفتم یک زن دیگر اگر مقدور بود

                   عباس احمدی  مجله خانه خوبان