دلم گرفت ...
50 بازدید
تاریخ ارائه : 9/8/2014 11:49:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

خود را شبی در آیینه دیدم دلم گرفت              

از فکر این که قد نکشیدم دلم گرفت

از فکر این که بال و پری داشتم ولی

بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت

از این که با تمام پس انداز عمر خود

حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت

کم کم به سطح آینه ام برف می نشست

دستی بر آن سپیدکشیدم دلم گرفت

دنبال کودکی که در آن سوی برف بود

رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت

نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد

من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت

شاعر کنار جو گذر عمر دید و من

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت

هادی خسروی پور