دعا (3)
43 بازدید
تاریخ ارائه : 4/20/2015 3:28:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی


خود دعا مستجاب است. یک وقت شما در اتاق نشسته اید ولی لامپ های حیاط را روشن می کنید و دوست دارید که حیاط روشن باشد، این روشن بودن حیاط ارزش است. مرزداری عبادت است حتی اگر دشمن حمله نکند. حضور در لب مرز عبادت است. ما نباید فکر کنیم که دعا می کنیم که فقط مستجاب بشود. مغاره ای که در محله ی خوب است سرقفلی بالایی دارد حتی اگر مشتری نداشته باشد. انسانی که یا الله می گوید با انسانی که نمی گوید فرق می کند. بچه ای که با پدرش راه می رود با بچه ای که تنهایی راه می رود فرق می کند. بچه ای که با پدرش راه می رود ظرفیت بالاتری دارد و خیالش راحت است. اتصال حوض به دریا ارزش است. اگر شما در بانک پول داشته باشید حتی اگر از آن استفاده نکنید ارزش دارد. حضور اشعار و روایات در ذهن ما ارزش دارد حتی اگر آنرا بکار نبریم. ظروف قیمتی را در ویترین می گذارند زیرا با ارزش است حتی اگر از آن استفاده نکنند.
دعا گفتگوی بی نهایت کوچک با بی نهایت بزرگ است و این به ما آرامش می دهد. وقتی علی اصغر را روی دست امام حسین (ع) تیر زدند امام خون ها را به دست گرفتند و فرمودند که خدایا تو می بینی و من آرام هستم. وقتی ما دعا می کنیم نباید بگوییم که مستجباب شود زیرا حکمت کار را نمی دانیم. گاهی دعای ما مستجاب نمی شود و بعد ما خوشحال می شویم که این اتفاق نیفتاده است. گاهی برای معامله ای که انجام نمی شود غصه می خوریم ولی بعد خوشحال می شویم که آن معامله جور نشد زیرا ما ازغیب خبر نداریم.
باید بدانیم که ما بنده ی خدا هستیم و خدا نوکر ما نیست. اگر ما بنده ی خدا هستیم ،فقط باید دعا کنیم و بقیه را به خدا بسپاریم. من در جوانی دوست نداشتم که طلبه بشوم و به دبیرستان رفتم و با بچه ها دعوا داشتیم. در آخرین روز مدرسه آنها چنان کتکی به من زدند که تصمیم گرفتم طلبه بشوم و الان می گویم که دست شان درد نکند که مرا کتک زدند.
فردی زیر درخت زردآلو خوابیده بود. و دهانش باز بود. فردی دید که مارمولکی وارد دهان آن مرد شد، او با عصا به آن مرد زد و او را بیدار کرد، با زور چند تا زردآلوی ترشیده به او داد که بخورد و بعد او را وادار به دویدن کرد. با خوردن زردآلوی ترشیده حال مرد بهم خورد و مارمولک از دهانش خارج شد. اگر پیر مرد این کارها را نمی کرد زهر مارمولک در بدن او اثر می کرد.
بعضی تلخی ها، نتیجه اش شیرینی است. پدر داروین پزشک و کشیش بود. او در هر دو رشته شکست خورد و به رشته ی علوم طبیعی رفت و داروین نظریه پرداز شد. خیلی از افراد نابغه در قسمت هایی شکست خورده اند. وقتی ما شکست می خوریم نباید بگوییم که بدبخت شدیم .گاهی یک شکست راهی را برای انسان باز می کند.

حجه الاسلام قرائتی 25 تیرماه 92