قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
63 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا

گاهی غبار جاده لیلا ، کنی مرا

کوچک همیشه دور زلطف بزرگ نیست

قطره شدم که راهی دریا کنی مرا

پیش طبیب آمده ام ، درد می کشم

شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

من آمدم که این گره ها وا شود همین

اصلا بنانبود که ز سر وا کنی مرا

حالا که فکر آخرتم را نمی کنم

حق می دهم که بنده دنیا کنی مرا

من ، سالهاست که میوه خوبی نداده ام

وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا

آقا برای تو نه ، برای خودم بد است

هر هفته در گناه ، تماشا کنی مرا

من گم شدم ، تو آیینه ای گم نمی شوی

وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا

این بار با نگاه کریمانه ات ببین

شاید غلام خانه زهرا کنی مرا

کیهان 3/7/93