نامه لیلا کوچولو به امام رضا علیه السلام
236 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت

سلام امام رضا دوست دارم

دفعه قبلی که دیدمت دستتو بالا کردی و گفتی لیلا میام خونتون اما نیومدی خیلی کار داری ؟ بابای منم  همینطوره وقتی هوا تاریکه میره ازخونه بیرون وشب میاد بش می گم بابا نرو سر کارمیگه آخه اجاره خونه را ازکجا بدیم پول نون و گوشت و اینا رو از کجا بیارم ؟

امام رضا نکنه از دشمنا می ترسی خونه ما نمیای نترس بابام خیلی قویه همشونو میزنه اونا فرار میکنن .

هرچی به بابا میگم بیا بریم حرم امام رضا میگه اخه تا داداشت خوب نشه نمیریم میگم کی خوب میشه میگه وقتی امام رضا بیاد خونمون

امام رضامیشه یه شب بیایی پیش ما ، تخم مرغا را جمع می کنم با سیب زمینی ، مامانم برات میپزه خوشمزه است بیا تورا خدا بیا تا داداشم خوب شه اگه بیایی برات یه هدیه اماده کردم بهت میدم ...

راسی تودکتری ؟ که بیایی داداشمو دارو بدی خوب میشه ؟ تو که لباس سفید نداری حلقه توگردنت نیست ...

شبا که میرم بخوابم برا داداشم که مریضه یواش یواش زیر پتو گریه می کنم ، آخه مامانم میگه ده سال قبل از تولد تو او مریض بوده

آخه غذای اونا مامانم با یه لوله که از تو دلش اومده بیرون میده ، داداشم دست و پاهاشو تکان نمیده ولی وقتی میرم پیشش میگم من لیلاهستم چشماشو آروم می بندد مامانم میگه میفهمه تو خواهرشی چند روز پیش آب جوش ریخت روی پاهاش و چند جای بدنش سوخته از اونروز هر روز روی زخمشو عوض میکنن .

امام رضاحتما بیا خونمون کارت دارم باشه ؟ وقتی بیا که مدرسه نباشم تا بیشتر ببینمت ...